نظریات
نظریات
اگر نظر در باره این شماره دارید در اینجا بنویسید.
نظریات
اگر نظر در باره این شماره دارید در اینجا بنویسید.
شماره 21
اصلاحات يا باج دهي به غوغا سالاران
نگاهی به اصلاحات اخیر پولیس در وزارت داخله
جليل بينش
ريفورم یکی از ابعاد اساسی فرا گرد دولت سازی در افغانستان پس از طالبان بوده است. دولت سازی نیز بعنوان یک فرایند پیچیده، بدون ريفورم ساختاری در افغانستان نا متوازن غیر ممکن بنظر می رسد و حتي پیش شرط هر گونه سیاست موفق و جامع دولت سازی در این کشور، ريفورم بنیادی در ابعاد مختلف آن است.
با عطف نظر به پس منظر تاریخی افغانستان، ريفوم نیز معنا و تعریف خاص خویش را می یابد. محتوا و جهت ريفورم دقیقا از بحران های ناشی از عدم توازن، تک بعدی بودن و قومی بودن پالیسی های اقتصادی و اجتماعی دولت های گذشته تاثیر می پذیرد. بنابراين ريفورم بعنوان یک روند می تواند ابزاری برا ی رفع آن عده عواملی با شد که بحرانهای متوالی را خلق نموده و در فرجام به فروپاشی دولت و نظام سیاسی این سر زمین منجر گردیده است.
اهداف بنیادی ريفورم را باز آراستن و متوازن ساختن ساختارها و نهادهای دولتی و مسلکی ساختن و تخصصی نمودن کادرها و ظرفیت های بشری این ادارات و نهاد ها تشکیل می دهد. اما آیا دولت و حامیان بین المللی آن در طی پنج سال گذشته به چنین مسایلی توجه كرده است؟ آیا اصولا ريفورم در اولویت کاری دولت قرار داشته است؟ ایا ريفورم بسان سایر موضوعات و مسایل در کام سیاست های نا پاک قومی سقوط نکرده است؟
طالبان ديروز، مليشههاي امروز
گفتگوي اختصاصي با قسيم اخگر
صلصال: شما دلایل و عوامل افزایش ناامنی ها را در افغانستان که در این چند ماه اخیر شدت بیشتر یافته است، در چه می بینید؟
اخگر: البته از قبل برای خیلی مردم قابل پیش بینی بود که با گرم شدن هوا، حملات تروریستی افزایش می یابد و طبعاً ناامنی هم گسترش می یابد. با این ابعاد شاید اغلب تصور نداشتند، اما آقای وزیر دفاع گفت که به این سطح و پیمانه ها انتظار نداشتیم. اگر انتظار نداشتند، ناشی از محاسبه نادرست شان بود، در حالی که همان وقت باید انتظار می داشتند که باید وضعیت موجود نارضایتی و مأیوسی عمومی حاکم و پشتوانه نیرومند که تروریزم و عوامل جنگ و ترور در پهلوی این دارند، باید این انتظار را میداشتند که حملات به پیمانه وسیع ادامه خواهد یافت. در رابطه با عوامل ناامنی باید عرض کنم، عاملی واحدی وجود ندارد، بلکه چنانکه در سؤال تان ذکر شد، عوامل گوناگون وجود دارد، عوامل سیاسی وجود دارد، عوامل اقتصادی وجود دارد و عوامل فرهنگی وجود دارد و عوامل آیدیالوژیک وجود دارد و ...یکی هم عوامل خارجی که البته من اعتقاد دارم، عوامل اصلی و اساسی و تعیین کننده عامل خارجی نیست. هر دولتی کوشش می کند، ضعف خودش را، توانمندی خودش و سیاست غلط خودش را به استناد به مداخله خارجی توجیه کند و این مسئله تازه هم نیست. همیشه دولت کوشش کرده که ضعف خود را با تکیه به نیروهای خارجی توجیه کند.
دايكندي؛ زندان بي گناهان
گزارشي از دايكندي
قسمت دوم
( فصيحي)
دو روز راهپیمایی می کنی تا به دایکندی برسی. چند دقیقه که از کابل دور می شوی با جاده های خاکی انس می گیری و تو را گرد و خاک و سنگ در میان دره ها و تپه های پر فراز و نشیب با جاده پیچ در پیچ و باریک استقبال می کند تا به دایکندی برسی. همان ولایت تازه تأسیس که سالها در انتظار دیدنش بودی. وقت ولایت های میدان و بامیان را پشت سر بگذاری، به کوتل قوناق می رسی. مرز دایکندی و بامیان کوتل قونان این راوی طبیعت خشن و سرکش هزاره جات فاصله ای است بین دایکندی و بامیان. مردمان ورس و شهرستان سالها این گردنه را پیاده طی کرده اند و روایتهای تلخي از مرگ و تلف شدن آدمها در فصل سرما در این گردنه دارند.
افغانستان را چه مریض می سازد؟
منبع: وال استریت جورنال
نوسنده: لارد پیتن، کمیشنرسابقه روابط خارجی اتحادیه اروپا وفعلاً یکی از روئسای گروه بین المللی بحران
برگردان: محمود باقري
چهارونیم سال بعد از فروپاشی طالبان، افغانستان هنوز خیلی بی ثبات است و چنین بنظر میرسد که وضعیت روبه وخامت است تا بهبودی. هراز چند گاهی، طالبان باز احیا شده حمله مرگباری دیگر را بالای اطفال درمکاتب، موسسات امدادی و یا نیروهای امنیتی محلی و بین المللی انجام می دهند. با سرمایه گزاری بزرگ دنیای خارج در افغانستان، این یک بازگشت بدی است. با آنکه جامعه بین المللی کمک زیادی را انجام داده است تا افغانستان از وضعیت یک دولت فروپاشیده بيرون آید، اما اسلام آباد در برابر حل ریشه ی مشکلات مقاومت نموده اند. حقیقت این است که افغانستان هيچگاهی با ثبات نخواهد شد مگر اینکه حکومت نظامی پاکستان به یک حکومت دموکراتیک تبدیل شود.
سرتاج التواريخ
اندر احوال
بلدیه
(نظفه الله)
كاتب باشي
در قدیم الایام و در ازمنه ماضیه چنانچه در تواریخ ملل و نحل تذکار یافته، بنی آدم تا درین عالم آمدی، متفرق گشتی و نحله ها و طوائف گوناگون ایجاد گشتی و هر قومی بقعه ای را مناسب حال دیده، سکونت گزیدند و آرامش یافتند، اما چون نفوس خلایق افزون گردیدی و تجمع جماعت مزید، بلاد و مداین معمور گشت و آن چنان بود که بر دور آن حصاری محکمی برافراشتی و در چهار سوی آن دروازه و دربان و حارس نهادی تا شهر در امن و عیش باشد.
کیفیت تعمیرات از نظر معماران و طراحان که امروز "انجی نرش" خوانند چنان ساخته می شد که ارگ در قسمت مرکز شهر بود آنچنان که گر پرگار بگردانیدی، سر مویی تفاوت نکردی در دور ارگ ربض بود و در بیرون دایره ربض شارستان بنا می گردید.
ارگ جای شاهان بود که در آن با مخدرات و حاجب و خواجه و ايشان و وزیران یمین و یسار سکونت داشت، و ربض جایی بود که افسران و اعیان و قشون مسکن داشتی و شارستان جای عوام الناس و حقیران و فقیران بود.
چنانچه اعیان در وسط شهر بودی و در حصن و حصار و در میان مردم عامه مصئون و مأمون بودی و از این جهت آنان را اسباب پریشانی نبودی اما زواید خوراکی و مازاد شکار و سرگين خیل و بغال و حمیر و سایر کثافات هر روز افزون گشتی و تعفن از روزن ارگ و ربض به دماغ معطر دامنان و معنبر صورتان نفوذ کردی و بیماری آوردی.
پرسشنامه كانكور سال 2106
تاريخ افغانستان
پوهاندوي بيسواد
جواب سوالها چهار گزینه ای می باشد، شما تنها دور یکی از آنها را به عنوان پاسخ درست خط بکشید. قلم خوردگی و تراشیدگی حکم جواب غلط را دارد.
1. آیا در زمان حکومت حامد کرزی که اولین رئیس جمهور بعد از طالبان بود، تعریف مشخصی از طالب وجود داشت؟ یعنی طالب به چه کسی اطلاق می گردید؟
الف: طالب یعنی کسی که پول و امتیاز زیادی را از القاعده وپاکستان دریافت می کند و با حمایت حکومت کرزی به پستهای بلند دولتی گماشته می شود.
ب: کسی که یک و نیم وجب ریش، شش و نیم متر خشتک، 18 متر لنگوته دارد و ازنظافت و پاکی خوشش نمی آید.
د: کسانی که از منافع یک قوم خاص در افغانستان دفاع می کنند، در چهره هاي مختلف وجود دارند. بعضي هاي شان نیکتایي دارند، تعداد شان لنگوته دارند، بعضي هاي شان از لاس انجلس ودانشگاه اکسفورد ودیگر دانشگاه های مدرن غربی برگشته اند و تعداد شان هم از مدارس دیوبندی پاکستان.
ج: تعریف خاصی از طالب وجود نداشت. تا قبل از حکومت کرزی، طالبان به عنوان تروریست و عامل قتل عام مردم افغانستان دانسته می شد، اما بعد از آن گرچه جنایات آنها ادامه داشت، کرزی آنهارا از قطار تروریست ها بیرون کشید و در کنار شهروندان درجه یک ومیراث داران حکومت افغانستان قرار داد.
كرزي حمايتش را از دست ميدهد
متحدین خارجی وداخلی از ضعف رهبری کرزی سخن میگویند.
منبع : واشنگتن پست
نويسنده: پامیلا کانستبل
برگردان: عبدالجلیل بینش
کابل، افغانستان- اکثر افغانها و بعضی حامیان خارجی می گویند آنها باورشان را نسبت به حکومت کرزی که با آشوبگری های فزاینده و بیماری واگیر فساد در محاصره قرار دارد و قادر به حفظ و اداره ساحات بزرگتر کشور نمی باشد، از دست داده است.
احساس گسترش ناامنی، شکاف بین رئیس جمهور و بعضی شهروندان و تاسیسات نظامی های خارجی کسانیکه با در اختیار داشتن پول و قدرت نظامی بازسازی و دفاع از افغانستان را نزدیک به 5 سال در اختیار داشته است، در حال رشد است. در حالیکه تعهد ایالات متحده نسبت به کرزی استوار به نظر می رسد اما چندین حکومت اروپایی نسبت به رهبری وی اظهار نگرانی می کند.
"رئیس جمهور یک دریچه فرصت را در اختیار داشت که افغانستان را رهبری کند و تصامیم مشکل را اتخاذ کند اما آن دریچه با سرعت در حال بسته شدن است." این را یکی از مقامات نظامی خارجی در کابل اظهار داشت و بخاطر حساسیت موضع نخواست نامش فاش شود.
شكست انديشه، ميراث
نخبگان ما
قسمت اول
محمدعلي واعظي
در عصر پساطالبان جامعه ما دستخوش تغييراتي در گستره سياست، فرهنگ و اقتصاد است. استقرار آرامش نسبي در كشور، برگزاري دو دوره انتخابات عمومي، شكل گيري و رشد مطبوعات، احزاب سياسي و نهادهاي مدني، بازگشايي مكاتب و دانشگاهها و بازگشت تدريجي مردم به زندگي معمولي قبل از جنگ، به رغم اينكه آثار جنگ و خشونت ناشي از آن همچنان در ذهن و زندگي شهروندان، هويدا است، همه حكايت از گذار از دوره حاكميت رسمي تفنگ سالاران خشونت گرا دارد. همه اين تغييرات، نقاط عطفي در جامعه جنگ زده ما محسوب مي شود. اما چنانكه برخي ديدگاههاي خوش بينانه معتقدند، آيا اين تغييرات مي تواند به منزله برداشتن گامهايي به سوي جامعه دموكراتيك تلقي شود؟
بنیادگرایی اسلامی درافغانستان
عسی مسیح
بنیادگرایی دینی در معانی گوناگونی به کار رفته است که برای این معانی نمی توان وجه مشترک خاصی را پیشنهادکرد . تنهاویژگی مشترک و کلان تمامی این کاربردها را می توان تقابل آن ها بامدرنیسم غربی عنوان کرد.
نخستین کاربرد این واژه درمورد مسيحیت پروتستان آمریکایی بوده که با آموزه های چون تقدس متن و الفاظ کتاب مقدس، مبارزه آشتی ناپذیربا الهیات مدرن و هرگونه اقدام برای سکولاریزه کردن جامعه مسیحی و زندگی تحول یافته معنوی باشاخصه های اخلاقی همراه بوده است. دومین کاربر دبنیادگرایی در مورد اسلام گرایان معاصر است که در این کاربرد کل جریان اسلام گرایی در برابر جریان غرب گرایی بنیادگراخوانده می شود. که دربرابر دو چالش انحطاط و عقب ماندگی و تهاجم همه جانبه غرب شکل گرفت. و کاربردسوم آن اطلاق برجریان عقل گریز و متصلب اسلام گرایی می باشد
شماره ۲۰، یکشنبه ۴ سرطان۱۳۸۵/۲۵ جون ۲۰۰۶
كوچي گري باز هم قرباني گرفت
همه ساله با فرا رسيدن فصل گرماي بهار و تابستان در بسياري از مناطق ورود كوچي ها باعث نگراني مردم بومي مي گردد.
امسال نيز حركت كوچي ها به سوي ولسوالي ناهور در ولايت غزني باعث كشته شدن يك نفر و زخمي شدن 10 تن ديگر گرديد.
بر اساس گزارش هاي واصله از قول تفسير خان قوماندان پوليس غزني، پس از به وجود آمدن مشكلات بين كوچي ها و ساكنان ناهور، پوليس و اردوي ملي مداخله نمودند كه بر اثر تيراندازي كوچي ها يك پوليس به شهادت رسيده و سه پوليس ديگر زخمي شد اين در حالي است كه گفته مي شود، بر اثر تيراندازي متقابل پوليس به سوي كوچي هاي مسلح سه تن از كوچي ها نيز زخمي شده اند و همچنان بر اثر واژگون گرديدن يك موتر اردوي ملي چهار عسكر آسيب ديده اند.
اين در حالي است كه همه ساله اين مشكلات ميان ساكنان بومي مناطق بر سر علف چرهاي آنان با كوچي هاي پديدار مي گردد، اما دولت صرفا با ايجاد يك كمسيون سال را به پايان مي رساند، چنانكه سال گذشته نيز كمسيوني براي بررسي مشكلات ميان مردمان بومي و كوچي ها از سوي رئيس جمهور كرزي ايجاد شده بود،كه آن كمسيون نظرات خويش را در ارتباط با اسكان كوچي ها ابراز نموده بودند.
اين در حالي است كه بار ديگر رئيس جمهور كرزي كمسيوني را توظيف نموده است تا اين مشكلات را از نو بررسي نمايند، در حالي كه مردم و كارشناسان بر اين باورند كه بايد دولت لايحه اسكان كوچي ها را به پارلمان ببرند تا آنها با تصويب قانون جديد براي هميشه به زندگي "كوچي گونه" پايان بخشند.
پرسشنامه كانكور سال 2106
تاريخ افغانستان
پوهاندوي بيسواد
1. در ادامه تظاهرات خونين هشت جوزاي 1385، حامد كرزي براي جلوگيري از تكرار چنين حادثه ها، تغييراتي را درسطح پوليس بوجود اورد وتنها در يك فرمان 86 نفررا از نو منصوب كرد ، شما بگوييد كه هدف از اين تغييرات وانتصاباتچه بود؟ الف: خواست دزدهاي پراكنده را از گوشه هاي مختلف افغانستان در زير يك سقف ودر يك ادرس مشخص جمع ومنسجم نمايد؟ ب: بهبود وضعيت امنيتي. د: كرزي از اقوام واحزاب كه هيچگاه باعث بي امنيتي وملال خاطر ش نمي گرديد وصادقانه از دولت حمايت مي كرد، خوشش نمي امد وخواست تعداد انهارا در ارگانهاي اامنيتي وسپس هم در ديگر ارگانهاي حكومت به صفر تقليل دهد. ج: هيچيك از موارد فوق 2. مارشال قسيم فهيم چگونه بعد از يك مدت طولاني خانه نشيني دوباره به پست مشاروت كرزي رسيد؟ الف: كرزي مي خواست يك شركت مشترك بنام "شركت صادراتي قسيم- قيوم برادران لمتيد" ايجاد كند. ب: مارشال در مدت خانه نشيني خود، درباره استراتژي هاي امنيتي افغانستان تحقيقات اكادميك زيادي كرده بود وبه راهكارهاي دست يافته بود وكرزي نمي خواست اين دست اوردهاي مارشال بازنشسته اش بي ثمر بماند. د: مارشال فكر مي كرد تنها پليت هاي پنچ ستاره ومارشالي به اندازه بابايي ظاهرشاه، غرور افرين است، بايد بازهم يك لقب ديگر بر القاب وي افزوده شود. ج: كرزي از وزارت شهرسازي وشاروالي كابل به شدت ناراض بود ونياز داشت كسي وي را در طرح ساخت بلندمنزلهادر شهر كابل ياري نمايد. 3. با وجودكه مردم غرب كابل از عبدالرب رسول سياف خاطرات ناگوار داشت، شيخ محمد محقق كه با بنجاه هزار راي همين مردم به عنوان نماينده داراي بيشترين راي به بارلمان راه يافته بود، چطور شد كه يكباره به سياف بيعت نمايد وبصورت مردمي كه وي را قهرمان مي خواندش، تف باندازد؟ الف: فكر مي كرد كه در انتخابات رياست جمهوري با كرزي ائتلاف نكرد وسر انجام بي پيسه؛ قرضدار واوگار شد ونان وپوشاك 17 اولاد هم كاران اسان نبود.از سوي ديگر فيس كورسهاي انگليسي وكمپيوتر وكلپ ورزشي كه در ان زمان براي بچه هاي كابل مود شده بود خيلي بلند بود، چاره را ناچار ديد ونخواست ديگر بنام مردم فريب بخورد. ب: مشاورينش برايش گفته بود كه تيوري هاي جديد سياسي ميگه "در سياست دوستي ودشمني ثابت وجود ندارد" همچنان كف شناسان نيز مصلحت امور را بر اين ديده بود. د: اقاي محقق فكر مي كرد كه خليلي از مردم بيزار است ومردم از خليلي وگزينه سومي هم در جامعه شان نيست؛ منم آنكه رستم بود پهلوان. ج: كرزي از همان چوتار هاي زمان خود بود اگر مي خواست با سياف چه كه با ملاعمر نيز در يك كاسه مينيشاند. 4. داكترسيد مخدوم رهين با وجوديكه از وزراي غرب امده ، فرزند خوانده ودعا گوي باباي ملت بود، چرا نتوانست از پارلمان وقت براي وزارت اطلاعات وفرهنگ، راي اعتماد بياورد؟ الف: سالياني بدي بود؛ فرزندان از پدر كمتر اطاعت ميكردند، پدر ستيزي وپدرگريزي جزء عنعنات قبول شده ان زمان بود وبخاطر كه رهين پسرخوانده نازدانه باباي ملت بود، ديگر فرزندان حسادت ورزيدند. ب: اقاي رهين مي خواست هم دٍِر بدست آرد وهم دل يار را نرنجاند- هم با دِِل بنيادگراها برقصد وهم بانكتاي داران طرفدار ازادي بيان هم كاسه باشد واين باعث شد كه هم ازعروسي بماند وهم از خيرات. د: رهين فكر مي كرد كه هركس از نام قوم به نان ونام رسيده اند و خواست به تقليد از اين رسم، معينت نشرات وزارت فرهنگ را به يكي قومايش اعطا كند اما نتيجه بر وفق مراد نيفتاد وبخت بر وي ياري نكرد، نمك دانش شكسته شد وخود قرباني نان نام قوم گرديد. ج: نسبت به بعضي اقوام متعصب بود وتشكيلات انروزي وزارت وديگر عملكردهاي وي، اين ادعا را برملا ميساخت، اين باعث شد كه صف مخالفينش در بارلمان قوي ترشود. 5. چرا حامد كرزي در كابينه بيشنهاديش به پارلمان در سال 1385 ، تعداد زنان دردر كابينه خود به يك نفر تقليل داد و آن يكي هم نتوانست راي اعتماد اخذ كند؟ الف: زنان كه در كابينه اداره موقت وانتقالي اقاي كرزي فعاليت مي كرد، تجربه ناكام داشت. ب: كاكاي يك چشمش در يك تماس تلفوني به وي توصيه كرده بود كه اختلافات سياسي من وتو در جايش باشه اما كار كردن شما با يك زن در يك ميز، توهين به ناموس افغانستان است. د: كرزي دروقت سخن گفتن به چشمك زدن عادت داشت، چند بار باعث مجادله لفظي خانمها با وي دركابينه شده بود. اينبار كرزي دوست نداشت كه هر روز با خانمها سروصدا كند. ج: الف وب درست است. 6. چرا قومندان عطا محمد نور سالها در ولايت بلخ به عنوان والي باقي ماند وهيچگاه شامل اصلاحات نشد؟ الف: گفته مي شد كه عطامحمد در يكي از ملاقات هاي خصوصي خود باكرزي، نسبنامه خودرا به كرزي نشان داده بود كه وي اصلاً از پشتونهاي لوگر است. ب: كرزي خوف داشت اگر عطا محمد والي نباشد ممكن تاجكها با ازبكها وهزاره ها ائتلاف كند. د: معاون اول كرزي، كرزي را به روح قهرمان ملي قسم داده بود كه خاطر اين يادگار قهرمان ملي را نرنجاند. ج: بعد از سفر رسمي كه معاون دوم كرزي در سال 1384 به چند ولايت شمال كشور داشت، درگذارشش به كابينه، از عطامحمد حمايت كرده بود ودر عوض عطا محمد وعده داده بود در زمانيكه معاون دوم در مزار مي آيد، برايش بز بكشد. 7. دلايل چه بود كه در سال 2006 ميلادي، وضعيت امنيتي با وجود نيروهاي خارجي، هر روز وخيم تر شود؟ الف: مردم از شنيدن دروغ سير آمده و نبست به دولت بي اعتماد شده بود. ب: اجنتهاي آي اس آي در ردههاي مهم حكومت كرزي رخنه كرده بود. د: كرزي ميخواست بهانهاي بسازد براي باداران خارجي خود و بگويد كه پشتونها از قدرت ناراض است و سهميه چوكي آنها در قدرت و پيسه بازسازي مناطقشان، بايد افزايش يابد. ج: مردم بيچاره افغانستان از قديم كم طالع بود. خداي جان خودش ميفاميد.
سرتاج التواریخ
اندر احوال
شيخ المشايخ
قضاوتپوه
(انعمه الله)
كاتب باشي
سود دريا نيک بودي گر نبودي بيم موج
صحبت گل خوش بودي گر نيستي تشويش خار
دوش چون طاووس مي نازيدم اندر محکمه
اين زمان بي موقف و بي يار مي پيچم چو مار
00شيخ اجل؛ اجل دولت من ديده و اين طرفه سروده و به ظن قريب اليقين که آن مرحوم نيز باري چون اين حقير فقير کم تدبير محروم دولت گشته و کنج عزلت گزيده و تلخي ان چشيده ، تا چنين نغز سروده و چنانکه گويد:
گفتن از زنبور بي حاصل بود
با يکي در عمر خود ناخورده نيش
و چنانچه مويد:
نبايد بستن اندر چيز و کس دل
که دل برداشتن کاريست مشکل
القصه ترسم که اين مقدمه بر ذي المقدمه افزون گردد و ملال طبع و خلال عقل فراهم سازد و خلاف راي بلغا و فصحا و علما ، عملي از حقير صادر گردد که گفته اند خير الکلام قل ودل و لم يمل.
حکايت چنين بود که در سنوات ماضيه که برادران طالب او تروريزم اندرين مملکت محروسه ، حارس و حاکم بود، مر اين حقير را لطف مزيد نمودي و خلعت آوردي و هميش گفتي که "خير البلاد ، شينوار" چنانچه ان آواز خوان نيز خوانده که "شينواري لونگينه"
طالبان علم و فضل در مدًرُس نشسته، من از علوم عقلي و نقلي، بلاغت او فصاحت او رموز دينداري به آنان تعليم دادمي تا روزگاري چنين بسر شد او ممالک محروسه مغرب با هم ساخته و بر اين مخروبه لشکر کشيده و بر تحريک تاختند و بر آنان ظفر يافتند، و سر انجام کار چنان شد که پسر برادر شيخ آصف امد و کار را به سامان نمود و درين بلد همه بر او موافق آمدند و در فرمانش گردن اطاعت گذاشتند و رعايا نيز نيز فرمانبري خويش اعلام داشتند.
اندرين احوال که هر کسي در پی پستي بود، چشم زاويه بين ظل الله ايده بنصره بر من افتاد و مر حقير را نيز فرمود تا در معرض خلق الله آيم ، چندان گفتم که هرکه محجوب- محبوب، و نشنيدي که که آن آخوند مجاهد اندر پرده بودي و با خلق در نياميختي که خفت ارد،اين سخن ها در وي اثر نکردوگفت دمي درين بقعه بياساي که مر اين مسکنت را حظي است وافر و لطفي است نادر، فرمود تا خلعت آراستند و در ساعت سعد که مر ستاره اينجانب را سازگار بود به بارگاه برده و قاضي القضات مقرر نمود و فرمود هر که علم خواند و عمل نکند و به ميدان نيايد ، بدان ماند که گاو راند و شخم نزند.
ما در جنجال و منازعه اقوام و ذوي القربا قضاوت او مصالحت نمودي ، اما اين کار به طريق رسميات ، کاري غريب و نادر بود ، چنانچه کفته اند:
آن شنيدي که صوفي مي کوفت
زير نعلين خويش ميخي چند
آستينش گرفت سر هنگي
که بيا نعل بر ستورم بند
في الواقع اين کار به طريقت لدوني آموختم و کمر همت بسته و بر کرسي نشسته و ترازوي عدالت به پا کردم، کثيري از رعايا شکايت آوردند که قاضيان با دزدان طريق رفيق شده و مال مردم به طرق مختلف خوردي و هر چه در توان داشتي بردي و از نقدينه رعايا نصفي حق القلم شدي، نصفي حق القدم، حق المشوره و حق الفّره و...
سر در جُيب تفکر فرو بردم و انديشه نمودم، راهي نبود چنانچه شريعت گويد علم اورده عمل کنيد و من در ظاهر اينان عيب نمي بينم و از باطنشان غيب نمي دانم و کيفيت جيب آنان برمن معلوم نباشد، و ندانستمي که اگر منظور از شکايت رعايا ، همان شيريني و هدايا باشد که حکم رشوت ندارد و از مقامات کشوري و لشکري مر حقير را نيز فراوان آوردي.
بر سبيل اختصار اينکه ، رتق و فتق امور کردمي و ليکن شکايات افزون گشتي که قضاوت از مسند عدالت ساقط شده و اعتبار را نشايد، در انديشه شدم و شکايت حال به رئيس اموال و صدر مملکت بردم ، ايده بنصره ، فرمود که غم مدار واين سخن بگذار وآنچه فرمايم انجام ده چنانچه پيشينيان گفته اند :
چو فروماني به سختي تن به عجز اندرمده
دشمنان را پوست برکن دوستان را پوستين
ومن گفتم:
درآن دم که دشمن پياپي رسيد
کمان کياني نشايد کشيد
ودر دُم دستوري مرقوم نمودم تا همه قاضيان تغيير وتبديل گردند وهر کس به وزن فهم خويش رتبه يابد ومقام گيرد وکار چنان شد که هر کس "بيوه گرافي" آوردي وسوانح کشيدي وآنچنان آشوب شد که جز تأييد همه راهي نماند .
القصه هراسي درمن پديد آمد ومرا اين گمان قوت گرفت ، نکند شکايات رعايا راست باشد وحقير " فلم يغير بفعل ولاقول" مستحق مجازات گرديده وعقوبت گردم، فلهذا عزم را جزم نموده ، اجلاسی از علما وقضات واهل علم وصلاح تشکيل داده واين مهم درميان گذاشتم، که از تحت الحنک داران سردرپيش يکي برخواست وگفت:
شايد پس کار خويشتن بنشستن
لکن نتوان زبان مردم بستن
اين قال ومقال را اساسي نيست و عملي چنين به ظهور نرسيده و افعال مذمومه و قبيحه را در جمع اين جماعت اعلام مرتکبي نيست و رشوه و فساد خاصه اعدا دين و محاربين با لله است.
بر سبيل امر به معروف ونهي از منکر نصيحت فراوان نمودم، که ممکن شما ازجماعتِ مرتشي نباشيد و لکن از جمع اگر کسي آلوده گردد همه را بيالايد چنانچه گفته اند:
چو از قومي يکي بي دانشي کرد
نه کُه را منزلت ماند و نه مُه را
نمي بيني که گاوي در علف زار
بيالايد همه گاوان دِه را
بالاخره نفسم در نگرفت و آتش من در هيزم تر ايشان اثر نکرد و يکی با صداي بلند گفت که:
درياب کنون که نعمتت هست بدست
کاين دولت و ملک مي رود دست بدست
شصتم خبردار گشت و علامت هاي پديدار گشت که رخوت و فساد درآن وضاحت داشت، اما هر سو و هر جانب که طريق صلاح و اصلاح جستم ، راه چاره را بسته ديده و گزير در ناگزيري، با اين بدن نحيف که ايام شباب گذشته و در شيب مشيب مشي دارم ، مرا امکان و تمکن مجادله نبود، بناء طريق سکوت و مصلحت در پيش گرفتم چنانچه آن نصراني را فراري دادند و ان منحرفين را رهايي دادند و مرا جرأت چنان نبود که زبان انتقاد درکشم و چند سال بدين منوال شد ،تا اين مرتبت مرا حلاوتي يافت و لذتي و حظي که ترک آن مشکل مي نمود، درين ايام که طالع من قمر در عقرب بود جرگه چون بلاي آسماني پديد آمد و چنان جرأت و جسارت نمود که مر اينجانب را نيز احضار و سپس سلب اعتماد نمود، چون اعتماد تبارک و تعالي باشد اعتماد خلق الله چه بکار ايد. هر چند درين موقع مرا روحا ً و رواناً تاذي نمود، اما ظريفي گفت:
مگو اندوه خويش با دشمنان
که لا حول گويند شادي کنان
و مرا دلداري نمود که:
تو بر سر قدر خويش باش و وقار
بازي و ظرافت به نديمان بگذار
که کار دولت و مملکت کار پاليسي است و ترا نشايد.
نسخه جديد تأمين امنيت براي دايكندي تجويز شد
فصيحي
دايكندي از ولايتهاي جديدالتأسيس در مركز كشور ماست كه حدود يك ميليون نفوس دارد. سالهاي درازي مردم دايكندي در انتظار روزي بودند كه قلمرو وسيع جغرافياي اين مناطق به ولايت تبديل شود. در اثر خواستهاي پياپي بالاخره اين مأمول برآورده شد و دايكندي نام ولايت را برخودكمايي كرد. مردم فكر ميكردند وقت ما ولايت داشته باشيم، توجه دولت را براي امنيت و سازندگي نيز داريم. متأسفانه كه چنين نشد و امروز از سازندگي در اين ولايت خبري نيست و به گونهاي است كه اداره ولايت و تمام رياستها و مديريتهاي آن در تعميرهاي كرايي كار ميكنند. عطف توجه دولت در سازندگي از همينجا ميتواند معلوم شود. اما توجه جديتر دولت در سازندگي دايكندي از بودجه انكشافي سال 1385 آن واضح ميگردد كه براي دايكندي هيچ برنامه انكشافي در بودجه يك مليارد و دوصد مليون دالري وجود ندارد. حتي يك مكتب يا يك متر سرك. وقت حكومت به فكر تعميرهاي ادارات خود نباشد، آيا گفتن مشكل آب و نان كه مشكل مردم است، چيزي بيفايده نيست؟ براي كه بگوييم ازچه كسي توقع كمك داشته باشيم؟ كه مشكل دايكندي را درك خواهد كرد؟ از لحاظ امنيتي دايكندي درطي چند سال يكي از امنترين مناطق و ولايات بود. از ترور، جنگ به آتش كشيدن مكاتب و... در اين ولايت خبري نبود. در اين اواخر گروه طالبان از ولسوالي گيزاب و بعد كجران يك سلسله اقدامات را براي ناامن ساختن منطقه روي دست گرفته. يكبار نيروهاي حكومتي با كمين طالبان مواجه شد و بار ديگر طالبان به آتش زدن مكتب اقدام كرده و حركاتي از اين قبيل.
آيا روند ثبات و بازسازی افغانستان از نفس افتاده است؟
اشرف غني احمدزي
کابل مرا میخواند!
ياسين رسولي
در خبرها آمده که مشاور رییس جمهوری در جلب و جذب متخصصان افغان مقيم خارج از کشور، چند صد متخصص دیگر را نیز دعوت کرده است که به کشور برگردند و در پستهای مورد نیاز انجام وظيفه نمايند. اکنون حدود هزار تن از این افراد در بخشهاي مختلف مصروف کار مي باشند.
حال من از کابل می خواهم به این متخصصان و برای دوستانی بنویسم که احساسی در درون شان آنان را به کابل فرا می خواند و یا دوستانی که بارها آمده اند و رفته اند و دوستانی که هنوز در خم یک کوچه از آن عظمت پیشرفتها و شگفتیهای بلاد خارجه مانده اند اما روزی خواهند آمد.
این 10 تست روانشاسی را برايشان عرضه مي دارم، برای همه آناني كه مي خواهند جذب متخصصان افغان از خارج كشور را دنبال نمايند. هرچند در هر گوشه اي از دنيا هر کسی چنین سوالهایی را شايد از خود پرسان نمايد، اما پاسخ این ده پرسش در کابل به طور مستقیم به برنامه روزمره و رفتار و روابط و تلاش شما برای آنچه واقعاً می خواهید و آنچه نمی خواهید ارتباط مي گيرد و براي دوری از گرفتار شدن در دور اشتباهات مکرر تصور مي كنم كه مهم باشد:
شما به دنبال چه چيزي مي باشيد؟: پست، پول یا خدمت به مردم یا هر سه اینها (!)؟
آیا شما از کسانی هستید که بدون قرار گرفتن در پست های وزارت، مشاوريت، معینیت نمی توانید کار و خدمت مفید کنید؟
آیا شما جزء كساني هستيد که اگر صبح بدون لندکروزر و چند محافظ مسلح به سر کار نروید، اصلاً کار کرده نمی توانید؟
آیا شما خوشتان می آید که وقتی از سرکها تیر می شوید به خاطر امنیت شما سرکها و چوکها را تا دو کیلومتری مسدود نمايند؟
آیا شما خوش دارید که از پشت شیشه های دودی و سیاه لندکروزر مردم سياه سوخته و فقیر را تماشا کنید؟
ایا لذت می برید که جوانان بیکار بچه های پای لوچ در سرکها با چشمهای گرسنه به موتر لوکس شما خیره شوند؟
آیا شما فقط می توانید با معاش 10 هزار دالر و بیشتر از آن (!) به مردم افغانستان خدمت کنید و یا با معاش 8 تا 15 هزار افغانی هم راضی خواهيد بود؟!
آیا شما در همه حوزه ها تخصص دارید یا در بعضی از حوزه ها؟!
آیا تخصص شما فقط در محاوره انگلیسی است؟!
آیا شما برنامه ریزی کرده اید که برای جمع کردن دالر به افغانستان بیایید و این پول را ببرید در غرب خرج کنید!؟
اگر پاسخ شما به همه این سوالات "بلی" است یا "خیلی بلی" است بهتر است در همان پیتزا فروشی ساعتی 5 دالر با وجدان آسوده به کارتان ادامه دهید و این احساس را از خود دور کنید که کابل شما را می خواند!
رييس جمهور كرزي
از گذشته عبرت نگرفته است
شورای ملی جدید افغانستان این پتانسیل را دارد تا نقش اساسیی رادر باثبات ساختن افغانستان، تحکیم کثرت گرایی، نهادینه نمودن رقابت های سیاسی و فراهم ساختن زمینه برای ابراز نظر جمعیت متنوع این کشور، بازی نماید. شورا ی ملی با پاسخگو بودن در برابر مردم این کشور، می تواند حکومت را نیز پاسخگو بسازد. با وجود این، کامیابی این نهاد نوپا بعلت فقدان نقش رسمی احزاب سیاسی که برای حل منازعات درونی امر لازم است، بسیار شکننده بنظرمی رسد. نبودچنین گروپ های سازمان یافته سبب گردیده است تا دلالان سابق قدرت، تلاش نمایند اجراأت شورای ملی را تحت تأثیر خویش قرار دهند. نیروهای میانه رو جدید ضرورت دارد تا سریعاً گروپ های درون پارلمانی خویش را در شورا بمنظور انعکاس صدای شان ایجاد نمایند. قوۀ مجریه و جامعه بین المللی باید برای ارتقای ظرفیت و کار آیی بیشتر این نهاد جدید، تشریک مساعی نمایند.
کابل؛
فقیروبدقواره ترین پایتخت جهان
قاسم قاموس
کابل با پنج هزار سال قدامت تاریخی که روزگاری به کابلستان وکابل شاهان معروف بود امروز یکی از فقیرترین وبدقواره ترین پایتخت ها وحتی ها شهرهای جهان به شمار می رود! البته هیچ جایی تعجب ندارد. چرا کابل به عنوان یک پایتخت تا هنوز امکانات یک شهر وپایین تر از آن حتی امکانات یک روستارا هم ندارد! حتی روزگاران نه چندان دوری که شاهی وجمهوری وجمهوری دموکراتیک بر آن حکومت می کرد وروزهای رسمی هفته مردان وزنان وفرزندان جوان آنها با آخرین مد مو ولباس غربی از کوچه پسکوچه های تنگ وتاریک خاکی وگل آلود کابل خودرا به محل کار ومکتب ودانشگاه می رسانیدند وضعیت کابل بهتر از امروز نبوده ویک شهر عقب مانده ی بیش نبود.
زندگی در جامعه چند فرهنگی و دغدغه ها
نگاهی به زندگی افغانها در استرالیا
ابوالقاسم جاوید – ملبورن استرالیا
با نیم نگاهی به تاریخ آسترالیا , افغانها از قرن 18 میلادی وارد این سرزمین شده و مشغول آبادانی بوده اند. چند قرن قبل انگلستان برای کاستن از فشار گروههای تبهکار و جنایتکار در آن کشور , آسترالیا را برای تبعید این گونه افراد استفاده میکرده است. بصورت دیگر , آسترالیا , زندان بزرگ برای جنایتکارانی بوده که از انگلستان توسط کشتی به اینجا تبعید می شده اند.
اما برخلاف آن , افغانها همواره نقش سازنده در تاریخ این کشور ایفاء کرده اند. شتربانان افغان اولین گروه از مسلمانهای اند که بصورت دایم در آسترالیا ماندگار شده اند. نقش افغانهای اولیه , راندن کاروان های اجناس و کشف مناطق مرکزی و صحرای آسترالیا می باشند. همین شتربانان افغان اولین مسجد را در مری در سال 1861 و مسجد شهر ادیلاید را در سال 1890 میلادی بنیان نهاده اند.
اسد بودا
اشاره:
دیشب مسابقات جام جهاني 2006آلمان را تماشا میکردم، وقتی آن همه شور و شوق را در آن سوي جهان دیدم، بر خود لرزيدم و دلم به حال مردم افغانستان که به جاي شاديزندگي مرگ و هراس و دهشت را تجربه ميكنند و هنوز بزرگترین دغدغهي شان گیر آوردن یک لقمه نان خشک با هزار بدبختی است و فقط زندهماندن، سوخت. "با خود گریستم، گریستن از سر درد" و گفتم خدا اين چه تقدير نگون است؟ آنها چه گناهي عظيمي را مرتكب شدهاند كه كفارهاش اين قدر سنگين و طاقت فرسا است؟ اين چه رنج همهگيري است كه دامن كنهگار و بيگناهي انسانافغانستاني را يكسان فراگرفته است؟ قلم بر گرفتم وتند و تند ياد داشتي را تحت عنوان:"زمستان فرهنگ" سر هم كردم، تا حد اقل توانسته باشم پاره از دلتنگی های دیشبم را که دلتنگی هر افغانستاني است كه با مرگـ وـ هراس دست ـ وـ پنجه نرم ميكند، بیان کنم.
قرائت عرفی از اسلام
ياسين رسولي
بحران فكري كه در نتيجه الغای خلافت عثمانی در اوایل سده بیستم بوجود آمد دو دستگي عظيمي ميان انديشمندان مسلمان افكند. گروهي انديشه «حكومت اسلامي» را به عنوان بديلي براي خلافت و نوعي تداوم و بناي دولتي بر مبناي شريعت را طرح كردند و كساني ديگر با پذيرش تجربه مدرن بشري در حكومت. به روند «عرفي شدن» دين و سياست در جوامع اسلامي سرعت بخشيدند. گرچه واكنشهاي سنتگرايان و نوگرايان را بايد فراتر از اختلاف سليقه و نظر در فقه اسلامي و در شرايط زيست اجتماعي و سياسي كه مسلمانان در اثر برخورد با تمدن عظيم پيش رونده غرب داشتند، ارزیابی گردد. بحث مبارزه با استبداد، استقلال سياسي و از همه مهمتر صيانت جامعه اسلامي در برابر هجوم ارزشهاي غربي و برون رفت از عقب ماندگي مسلمانان، انديشهوران اسلامي را به راهبردهاي متفاوتي در قرن بيستم رهنمون ساخت.