فقیروبدقواره ترین پایتخت جهان
زمامدارانی که سالها بر این شهر حکومت کرده اند چه بلایی بر سر این " جنت نظیر" آورده اند که به جهنم مسلم تبدیلش کرده اند! شهری که طبیعت خدادادی اش هر بیننده ی را مجذوب خویش نموده است.
آنجا که زمانی شاعران شوریده حال را مسحور جمال خویش کرده بود:
" شهر کابل خط ای جنت نظر
آب حیوان از رگ تاکش بگیر
در ظلام شب سمن زارش نگیر
بربساط سبزه می غلتد سحر
آن دیار خوش سواد آن پاک بوم
با دو او خوشتر زباد شام وروم
آب او براق وخاکش تابناک
زنده از موج نسیمش مرده خاک" (1)
ویا
" خوشا وقتی که چشمم از سوادش سرمه چنین گردد (2)
اما نه کابل امروز ونه کابل دیروز که حد اقل به زمان سرایش اشعار فوق بر می گردد، یک پایتخت مناسب در جهان وحتی در منطقه نبوده است! اقبال ویا صائب را چه چیزی مسحور کرده بود که چنین سرمست وشیدا در وصف کابل بسراید!
کابل را چه ویژگیهایی جنت نظیر ساخته بود؟ آب زندگی که از رگ تاکستان هایش جاری بود، ویا آب براق وروان وخاک تابناک وموج نسمیش. این ویژگیها بوده است که کابل را برتری وسروری داده بود. اما یک روستا ویا کابل به عنواان یک روستا هم می توانست این ویژگیها را داشته باشد. در حالیکه اگر کابل یک پایتخت بوده است واز آن گذشته اگر این ویژگیها را از کابل بگیریم دیگر چه چیزی برای آن باقی می ماند؟
اما انچه مایه تاسف است فقدان ویژگیهایی است که کابل از همان آغاز پایتخت شدن خویش داشته است واز کوچکترین امکانات رفاهی وخدماتی شهری به عنوان یک پایتخت محروم بوده است. وتاسف بارتر از همه اینکه امروزه حتی آن ویژگیهای طبیعی و خدادای گذشته اش را بخاطر جنگ وجهالت وخشونت از دست داده است!
بسیاری را عقیده بر این است که فرهنگ پیشرفت ونو آوری وابتکار در خون ما افغانی ها وجود ندارد! وثبوت این نظریه نیز این است که کشور ما با قدامت حد اقل ده هزار ساله وپایتخت ما به عنوان یک شهر با قدامت حد اقل پنج هزار ساله همچنان بکر ودست نخورده باقی مانده وحتی منابع زیر زمینی آن را تا بحال اسخترج کرده نتوانسته ایم. پنجاه سال عمر متوسط می کنیم بدون اینکه حتی سنگی روی سنگ ویا حتی خشتی روی خشت بگذاریم! بعد هم مانند انسانهای کمون اولیه به سرای باقی می شتابیم واین کشور خانه وکاشانه را ویرانه به نسلهای بعدی واگذار می کنیم! جالب اینجاست که مسلمان زاده به دنیا می آییم ومسلمان از دنیا می رویم! واز کنار این گفته پیامبر اسلام که فرموده است " مسلمان نیست کسی که امروزش با فردایش یکسان باشد" خیلی آرام وبی اعتنا می گذریم زیرا ما مشکل "قرن" داریم نه مشکل "روز".
هند بعد از استقلال دهلی نورا می سازد وپاکستان سی سال پیش اسلام آباد را که وحشی بیش نبود نام پایتخت را بر آن می گذارد وبا ماستر پلان که از چین می آورد جنگل وحشی را پایتخت می سازد! ایران در کمتر از پنجاه سال تهران را می سازد. وهمینطور دیگر پایتخت های منطقه وجهان را دولتمردان به ويژه شهرداری های آن با همت وپشتکار ساخته اند تا مرکز سیاسی وفرهنگی کشور شان مانند کشورهای منطقه وجهان آبرومندانه ودوست شادکنی باشد پاک کانالالیزاسیون شده، برق کیبلی شبانه روزی، آزاد راها، سرکهای عریض، پل های هوایی موتر رو وپیاده رو، پارک ومراکز تفریحی برای کودان وجوانان وبزرگسالان به اندازه کافی، تشناب های مردانه وزنانه در سطح شهر، جمع آوری گذاه از سطح شهر ، سوپرمارکیتها در نقاط مختلف شهر برای خرید روزانه عمومی مرد، پارکینگ برای وسائط نقلیه شخصی در سطح شهر، متروی زیر زمینی ورو زمینی بری حمل ونقل سریع مسافران درون وحومه شهر، از جمله مواردی است که یک پایتخت آبرومند باید داشته باشد!
وکابل به عنوان یک پایتخت چقدر آبرو دارد؟ تمام انسانها بدون استثنا برای آرامش واسایش خود وخانواده هایشان اول خانه می سازند بعد وسائل ولوازم آنرا تهیه می کنند وبعد در صورت نیازموتری ویا هر وسیله نقلیه دیگری می خرند. حال در این میان اگر کسی جایی برای زندگی کردن نداشته باشد وبیاید برای رقابت وهم چشمی پول قرض کند وبرای راحتی خودش موتری بخرد مانند کسی خواهد بود كه عقل از سرش پریده باشد وعالم و آدم به او خواهد خندید. وچنین شخصی با چنین ویژگی دیوانه ی به تمام معنا خواهد بود. وکسی هم که برای او پولی قرض داده ویا صدقه وخیرات داده است دلش به حال خانواده او سوخته است وهدفش نجات خانواده او از فقر وفلاکت وگرسنگی وبی سرپناهي بوده است اما اين ادم پولی کمکی ویا صدقه وخیرات دیگران را برای راحتی و اسایش خودش موتری خریده ودر برابر دیگران خود نمایی کند!
در شرائط کنونی دولتمردان افغانستان چنین وضعیتی دارند، پول هاي که جامعه جهانی بصورت قرضه بدون پرداخت (صدقه وخیرات) ویا بصورت قرضه قابل پرداخت کوتاه مدت ودراز مدت برای بازسازی ونوسازی کشور پرداخت نموده اند دولتمردان کشور، مانند همان پدر بی مسوولیت وخود خواه وراحت طلب آن خانواده فقیر وفلاکت زده وبی سرپناه موتری پنجاه هزار دالری وخانه های صدها هزار دالری خریده اند. وبی شرمانه ازکنار زنان ومردان وکودکان بی سرپرست وگدا از سرکهای کثیف وخاکی وگل آلود پایتخت می گذرد بدون اینکه کوچکترین توجهی به حال مردم فقیر وشهر کثیف ومشکلات توده های مردم جامعه نمایند. وشرم آور تر از همه اینكه علاوه بر موتر پنجاه هزار دالری خود آنها، چندین موتر ده ها هزار دالری دیگر آنهارا اسکورت می کنند وساعتها نیز برای عبور شان از جاده های کابل راه بندان ایجاد نموده ووقت مردم را می گیرند. در حالیکه با پول یکی از همین موترهای دولتمردان می توان یک مکتب، یک پارک تفریح، یک سیستم خانه، یک جکشن برق، قیر ریزی یک ناحیه کابل، ده ها تشناب عمومی در سطح شهر، چند شغل جدید، ویک کارخانه ساخت وبسیاری از مشکلات مردم را بر آروده نمود!
وبرای اولین بار در تاریخ این کشور یک پایتخت آبرومند داشت، انسانیت، رقابت، خدمت، عدالت، قانونیت وبالاخره اسلامیت اين نیست که بخواهیم در سوار شدن موترهای پنجاه هزار وصدهزار دالری ودر داشتن خانه های چند ملیون دالری از دولتمردان کشورهای منطقه وجهان عقب نمانیم بلکه در خدمتی به مردم وجامعه بر این برآورده شدن چنین موارد در جامعه سال باید انتظار کشید وایا با وجود چنین دولتمردان رسیدن به چنین جامعه ای عملی خواهد بود؟ وکابل از یک پایتخت فقیر وبد قواره جهان چه زمانی بیرون آمده وآبرومند می شود؟