شماره 26

شماره 26

پنجشنبه 11عقرب 1385  /3 نوامبر 2006

 

بخش نظریات

 

اگر نظریاتی در باره مطالب این شماره دارید در اینجا بنویسید.

 

افغانستان در برتگاه خطرناک

افغانستان

در پرتگاه خطرناک

 

مصاحبه با داکتر بارنت روبن

بارنت روبن رئیس مطالعات و محقق با تجربه "مرکز بین المللی همکاری" در دانشگاه نیورک است. وی نوسنده دو کتاب و ده ها گذارش در باره افغانستان است و نزدیک به یک ربع قرن است که در مورد افغانستان تحقیق می کند و به عنوان یکی از کارشناسان پر طرفدار مسایلي افغانستان، به شمار می رود.

 

 

مصاحبه کننده: بارنرد گویرتزمن- پی بی اس

برگردان: دایزنگی

 

" ناکامی اداره بوش در وارد ساختن فشار بر پاکستان  که حمایتش را از طالبان متوقف کند، افغانستان را در یک وضعیت عاریه ای و پرمخاطره قرار داده است." و "افغانستان در یک پرتگاه بالقوه قرار دارد چه اینکه انتظارات مردم افغانستان و  تمام منطقه کاملا بطور دراماتیک تغییر خورده است و انها واقعا می بینند که طالبان ابتکار را در دست دارند و بسوی پیروزی قدم میگذارند."

 

حکومت خیلی ضعیف، مبتلا به فساد و غیر تاثیر گذار است. به علاوه، رئیس جمهور کرزی تجربه کارهای اجرایی را در قبل ندارد. وی به عنوان یک تصمیم گیرنده نقشهایی دارد. خلای مردم در تجربیات واقعی اداری معنی اش این است که کرزی و وزارت هایش تقریبا کارمندان لایق ندارند و به این جهت ماشین های اصلی حکومت کار نمی کنند.

 

شما برای نزدیک به یک ربع قرن، یک کارشناس چیره دست در مسایل افغانستان و این بخش از جهان  هستید، فعلا افغانستان در کدام نقطه ایستاده است؟ پنج سال بعد از مداخلهء  امریکا که منجر به شکست حکومت طالبان گردید، آیا پیاله نیمه پور است یا نیمه خالی، می خواهید بگویید؟

بارنت روبن: اول، این کمتر از نیم پور است و بیشتر از نیم خالی است، چیزی اصلی این است که این پیاله کاملا بالای یک میز لق و لرزانی قرار دارد که  ممکن است  تمام چیز در بالای آن میز بهم بخورد و بریزد. من فکر می کنم که ما لفط به لفظ این کنایه و تشبیه را با قرار داشتن در یک پرتگاه بالقوه دنبال می کنیم. بخاطریکه  انتظارات مردم در افغانستان و در تمام منطقه کاملا بطور دراماتیک تغییر خورده است و انها واقعا می بینند که طالبان ابتکار را بدست دارند و بسوی پیروزی قدم میگذارند.

شما فکر می کنید این چیزی است که اکثر مردم افغانستان آن را  احساس می کنند؟

بارنت روبن: بلی، من فکر می کنم که انها چنین احساس می کنند. انها احساس می کنند که همه وقایع  به نفع طالبان در حرکت است. و در مجموع حکومت و جامعه جهانی واقعا موثرانه به آن پاسخ نمی دهند. من فکر می کنم که برداشت قوی غالب در منطقه این است که ایالت متحده در باره موفقیت در افغانستان، جدی تلاش نمی کند. بخاطریکه انها چه چیز را مینگرند؟ انها می بینند که ما باعجله توجه خود را از انجا به عراق برگشاتندیم، یک روز بعد از 11 سبتامبر 2001 دونالد  رامزفلد  وزیر دفاع امریکا، خواست به عراق بمباردمان کند. انها می بینند که ما شاید هفت برابر به عراق پول مصرف کرده ایم. ما نیروی بیشتر به عراق گسیل داشته ایم، و ما حمایت پاکستان از طالبان را تحمل کرده ایم در حالیکه ما تا هنوز  با پرویز مشروف رییس جمهور پاکستان  به عنوان یک متحد  عمل کرده ایم، در صورتکه معلومات استخباراتی بسیار واضح است. من گفتم که سازمان استخباراتی پاکستان (آی اس آی) رهبری طالبان را از مراکز طالبان در کویته حمایت می کند، جایی که غیر از مرزهای قبایلی پاکستان است.

 

تا هنوز رییس جمهور بوش، رامزفلد، معاون ریس جمهور دیگچینی، مراکز طالبان را در کویته، در تازه ترین ملاقات های شان با پرویز مشرف مورد توجه قرار ندادند.

چرا چنین است؟ این بخاطر این است که همه درک می کنند که مسئله ایران نیز در قضیه دخیل است،
ادامه نوشته

طالبان خوب خواب یا واقعیت

طالبان خوب

خواب  یا  واقعیت؟

 

جلیل بینش

 

آیا با طالبان باید آشتی کرد و آنها را در حکومت سهیم ساخت؟ آیا با آنها از راه نظامی باید فشار وارد کرد و تا نابودی کامل آنها باید جنگید؟ آیا طالبان مولود آی اس آی پاکستان است و فعلا نیز با حمایت و دستور انها برای دولت افغانستان مشکل ایجاد می کند و بنا براین باید مشکل طالب و طالبانیزم را در پاکستان جستجو کرد و ریشه های آن را از انجا قطع نمود؟

در چند ماه اخیر، اینها سوالهای اساسی است که حکومت افغانستان و نیروهای حافظ امنیت خارجی در افغانستان، بطور جدی با آن مواجه هستند. تا هنوز به این پرسشها پاسخ واحد داده نشده است. مطبوعات و تحلیلگران نیز دید و برداشت های متفاوت نسبت به قضیه دارند و پاسخ های متنوعی و بعضا متفاوتی را ارائه می دهند.

 نیروهای حافظ امنیت و جامعه جهانی پاسخ این سوال ها را در جنگ و سرکوب طالبان جستجو کردند اما حکومت افغانستان تا هنوز بطور قاطع از این سیاست حمایت نکرده است و دچار بی برنامگی و سردرگمی در مقابل طالبان می باشد. در مجموع گرایش حکومت در حمایت از طالبان برجسته تر و بیشتر از جنگ با طالبان بوده است. از همان آغاز شکست طالبان و به قدرت رسیدن اداره موقت به ریاست حامد کرزی، این اداره تعقیب و پیگیری را که در سرکوب و از بین بردن نهایی طالبان باید انجام می داد، خود را کم علاقه نشان داد. اقای کرزی بجای اینکه ریشه های طالبان را از بین ببرد برای آنها بجز رهبران شان، عفو عمومی اعلام کرد و افغانستان را خانه مشترک طالبان و مردم افغانستان خواند.

بعدا در دوره اداره انتقالی و سپس در دوره اداره انتخابی، حمایت های حکومت افغانستان وشخص اقای کرزی از طالبان بیشتر گردید.

زمینه را برای رهایی زندانیان طالب میسر ساخت و تعداد از انها را در اداره های ولایتی و محلی شریک ساخت و حتی از حضور انها در انتخابات پارلمان نیز  حمایت نمود. طالبان را  به طالبان خوب و بد، افغانستانی غیر افغانستانی، مجاهد و غیر مجاهد و... تقسیم کرد. کمیسیون تحکیم صلح به ریاست صبغت الله مجددی را راه اندازی نمود و چیزهای دیگر از این قبیل.

 زخم های مردم که هنوز خون از آنها جاری بود و چند صباحی از آن نگذشته بود، اهمیت کمتر داده شد تا محافظت از طالبان و شریک ساختن آنها به قدرت. این نوع نگرش و موضع گیری اقای کرزی نه تنها باعث شد که حکومت افغانستان و نیروهای مردمی که دیروز با انها می جنگیدند از نابودی و سرکوب کامل طالبان صرف نظر کند و به عنوان یک پدیده کم اهمیت به آن بنگرند بلکه بالای برنامه های نظامی و جنگی که نیروهای حافظ امنیت خارجی برای سرکوبی طالبان روی دست داشت، نیز تاثیر زیاد جاگذاشت.

اما زمانیکه در اوایل سال جاری، طالبان به عنوان یک نیروی آشوبگر دوباره امنیت کشور را با خطر مواجه ساخت و انتحار کننده ها به دروازه های ارک ریاست جمهوری رسید، حکومت اقای کرزی اعلام کرد که ما طالبان را دست کم گرفته بودیم و فکر نمی کردیم که طالبان دوباره تا این حد برای ما مشکل ایجاد کند.

به نظر می رسید که اینبار اقای کرزی سیاست آشتی ناپذیری طالبان را درک کرده است و دنبال راه حل اساسی آن که نابودی طالبان است، خواهد برآمد و از سرکوبی آنها حمایت خواهد نمود، اما دیده شد که اقای کرزی بازهم در از بین رفتن و نابودی کامل طالبان  مصمم نیست و با راه انداختن هیاهوی مداخله خارجی و "ریشه تروریزم بیرون از افغانستان است" بازهم از مقابله با طالبان طرفه رفت و اذهان عامه را بجای دیگر مشغول ساخت.

دستاورد را که اقای کرزی از ملاقات سه جانبه اش  در ماه گذشته با جورج بوش و پرویز مشرف از امریکا با خود به افغانستان اورد نیز جلسه سران قبایل پشتون دو طرف مرز افغانستان و پاکستان بود، چیزیکه بنا بر تحلیل کارشناسان، باج دادن به طالبان و پاکستان است تا ریشه یابی واقعی مشکلات امنیتی و برچیدن طالبان وطالبانزم از افغانستان و بدون شک نتیجه ان نیز چیزی جز مشروعیت دادن به خواستهای طالبان و فرصت دادن بیشتر به آنها نخواهدبود.

چند روز قبل اقای کرزی بار دیگر آمادگی اش برای مذاکره با طالبان اعلام کرد. و طالبان این تقاضای اقای کرزی را  فردای آن روز، رد کردند و گفتند که ما باحکومت کرزی مذاکره نمی کنیم.

این نوع موضعگیری ها و اظهارات حمایتگرانه وآشتی طلبانه اقای کرزی در مقابل طالبان، باعث تشویق طالبان و کندی مبارزه با طالبان می شود. در حالیکه طالبان از جهاد سخن می گوید و بخاطر آن بمب به شکم های شان می بندند، سیاست باج دهی اقای کرزی به طالبان  انگیزه جنگ با طالبان را در بین اردوی ملی و نیروهای خارجی از بین می برد و همچنان بی اعتمادی مردم را نسبت به حکومت افزایش خواهد داد. انعطاف بیش از حد اقای کرزی در مقابل طالبان در واقع قدرت بخشیدن به طالبان است تا سرنگونی آنها. 

طالبان مشغول بلانگذاری در مورد انتفاده اسلامی است

طالبان  مشغول پلانگذاری

" انتفاده اسلامی" است

 

اسیا تایمز انلاین

سید سلیم شهزاد- مسوول بخش پاکستان اسیا تایمز انلاین   

قلب سرزمین پشتون افغانستان و پاکستان

برگردان: محمود باقری

 

اولین جلسه در شمال افغانستان صورت گرفت و من از طرف طالبان نمایندگی کردم. افراد زیادی از گروپ های مختلف ائتلاف شمال در جلسه اشتراک کردند و تمام انها حضور نیروهای خارجی  را در افغانستان محکوم کردند و پافشاری نمودند که طالبان باید رهبری را بدست بگیرند و ما از ان اطاعت می کنیم.

 

با فرارسیدن زمان برف، حملات تابستانی طالبان برای مدتی کوتاهی بخاطر تعقیب اهداف اولیه آن که احیای امارت اسلامی افغانستان می باشد، کاهش خواهند یافت. همچنانکه افغانستان از سال 1996 – 2001 تحت کنترول طالبان قرار داشت.

نیروهای خارجی و طالبان هر دو تا بهار سال اینده در پناهگاه های شان کسب آرامش خواهند نمود ولی بازهم انتظار می رود که طالبان ماموریت های حملات انتحاری و بعضی فعالیتهای چریکی شان را ادامه دهند. طالبان در کوه های به امتداد مرز افغانستان و پاکستان فرار خواهند کرد، جای که آنها فرصت پلانگذاری در مورد مرحله بعدی مبارزه شان را بدست خواهند اورد. انتفاده اسلامی افغانستان در سراسر کشور از مجاهدین سابقه دعوت می کند که به این جنبش بپیوندند تا نیروهای خارجی را از افغانستان خارج نمایند.

انتفاده یک جنبش ملی و بین المللی خواهد بود. از یکطرف این جنبش می خواهد که یک قیام عمومی را سازماندهی کند و از طرف دیگر این جنبش تلاش خواهند نمود تا افغانستان را مرکز جهانی جنبش مقاومت اسلامی بسازد همچنانکه قبلا این کشور در دوره حکومت طالبان مهماندار  اسامه بن لادن و کمپ های آموزی وی در این کشور بود.

ادامه نوشته

روابط عمومی فرا ارتباطات

روابط عمومي؛  فرا ارتباطات

 

قسمت دوم

احمد یحیایی ایله ای

www.yahyaee.com/

 

الفبای روابط عمومی

 آیا ( ر،و،ا،ب،ط،ع،م،و،م ،ی ) الفبای روابط عمومی است.آیا می توان برای روابط عمومی الفبای اختصاصی تعریف کرد. آیا این تعریف جامعیت دارد و می تواند مقبولیت جمعی را کسب کند.
علیرغم تفاوتها دیدگاهی به نظر می رسد برای درک مفهوم و جایگاه روابط عمومی تعریف الفبای اختصاصی برای روابط عمومی حداقل منجر به چالش مجدد برای بررسی و موشکافی مفهوم و ماهیت روابط عمومی خواهد شد
.

در این باره مفاهیم اساسی و سئوالات زیر می تواند ما را برای پیدا کردن الفبای روابط عمومی یاری رساند و کارگزاران روابط عمومی (استادان، دانشجویان، کارکنان، کارشناسان و مدیران روابط عمومی ) بایستی طی بحث و گفتگو درباره این مفاهیم و موضوع بتوانند نسبت به الفبای روابط عمومی دانش و شناخت به دست آورند.

1.      تعریف روابط عمومی چیست ؟

2. فلسفه روابط عمومی چیست ؟

3 . مسولیت روابط عمومی چیست ؟

4. هدف اصلی و اهداف روابط عمومی چیست ؟

5. وظایف روابط عمومی چیست ؟

شاید پاسخگویی به این پنج سوال ما را در راه شناخت الفبای روابط عمومی بیشتر کمک کند.

در پاسخ به سوال اول نکته مهم این است که روابط عمومی پلی ارتباطی است نه جریانی یکسویه از اطلاع رسانی و تبلیغات لذا روابط عمومی سهمی اساسی برای ارتباطات بین سازمان و مخاطبان ایفاء می کند.

فلسفه روابط عمومی مردمداری است یعنی اینکه همه انسانها دارای حق هستند و بایستی نظرات خود را آزادانه بیان کنند و تفاوتی ماهوی بین پیام مردم و مسئولان وجود ندارد.

مسئولیت روابط عمومی توسعه ارتباطات انسانی ( ارتباط چهره به چهره) در جهت ایجاد تعامل است.

هدف اصلی روابط عمومی ایجاد، حفظ و تداوم تفاهم است و از جمله اهداف فرعی روابط عمومی ایجاد ، حفظ و تداوم اطلاع رسانی و پاسخگویی است.

ادامه نوشته

ستم ملی

ستم ملي

 

توگوش ميدادي

اما مرا نميديدي

(فروغ فرخزاد)

 

رضا براهني

 

تذكر:    موضوع اين مقاله، بررسي ستم فارسي زبانهاي  ايران  در برابر زبان اقوام ديگر خصوصا ترك هاي اين كشور مي باشد. از اينكه زبان در افغانستان نيز همواره يكي از موضوعات پرجنجال بوده است، نشر اين مقاله را در اينجا بي مورد ندانستيم.

 

فارسها بايد خواستار حقوق مساوي براي مليت هاي ستمزده ايران شوند. فحش و بد و بيراه گفتن به ترك و عرب و كرد و تركمن را رها كنند. آن كشور فقط با تساوي حقوق مليت ها به صورت يك كشور باقي ميماند. البته مليت هاي ستمزده منتظر بيداري فارسها نخواهند ماند و تعداد عظيمي از فارس هاي هوشمند هم در كنار آنها هستند.

 

امروز بيش از هر زمان ديگر اين حقيقت تاريخي براي مردماني كه در ايران زندگي ميكنند مثل روز روشن شده است كه راه پيمايي طولاني و اساسي مردم ايران به سوي دموكراسي از بزرگراه پرالتهابِ تلاش براي كسب حقوق مساوي براي همه مليت ها و اقوام مختلف ايراني ميگذرد. در جهان امروز، كثرت فرهنگي، تفاوت فرهنگي و قومي، و حضور صاحبان و دارندگان اين كثرت و فرهنگ در چارچوب يك كشور و اجتناب از يك دست كردن و شبيه سازيِ اجباري مردم به يكديگر، نشانه هاي اصلي دموكراسي هستند. كشور ما خوشبختانه در جهان امروزين بسيار متفاوت با جهان هاي گذشته، از موهبت بزرگ تنوع برخوردار است. از آن بالاتر، در مقطع تكوين لحظات كنوني تاريخ ما، آگاهي جمعي در ميان مليت ها و اقوام ستمزده در سراسر كشور چنان اعتلاي حيرت انگيزي پيدا كرده است كه جملگي يك صدا فرياد ميزنند كه ما تساوي حقوقي از لحاظ حفظ و اشاعه هويت خود و اداره مناطق خود را در چارچوب كشور خود و مرزهاي خود ميخواهيم و ما نميتوانيم اولويت و برتري و اشاعه ي يك زبان را به قيمت عقب ماندن زبانها، فرهنگ ها و هنرهاي خود بپذيريم. تنها يك راه باقي است: تساوي براي همه مليت هاي ستمزده ايران، با كساني كه بر زبان و فرهنگ فارسي زاده مي شوند. به زعم ما اين تساوي به سود زبان و ادبيات و فرهنگ فارسي نيز خواهد بود. به زعم ما، تساوي ترك ها، كردها، تركمن ها، عرب ها، بلوچ ها با فارسي زبان ها، كه امروز به صور مختلف در ايران مطرح ميشود، امري است حياتي براي حفظ تماميت ارضي كشور. اگر دموكراسي، آزادي، تساوي حقوقي و فرهنگي، از اين مليت ها دريغ شود، لعن و نفرين تجزيه ايران و نابودي تماميت ارضي آن، دنباله نام هر كسي كه اين دريغ كردن را بر مردم ايران تحميل كند، كشيده خواهد شد، و تا پايان تاريخ هم كشيده خواهد شد.

ادامه نوشته

سواد حق زن است و مرد نباید این حق را از وی بگیرد

سواد حق زن است و مرد نباید این حق را  از وی بگیرد

                        

مصاحبه و معرفی راضیه اقبال زاده عضو شورای ولایتی بامیان

 

      تهیه و ترتیب: عبدالجمیل تابش

 

ما فعلا در سطح ولایت بامیان استادان مسلکی کمتر داریم، نه تنها در سطح ولایت که در ولسوالی ها نیز مشکلات زیاد است مثلا بعضی مکاتب اصلا تعمیر ندارند وچوکی ندارند  و شاگردان روی افتاب داغ بالای زمین در فضای باز درس می خوانند.

 

لطفا خود را معرفی نمایید؟

نام من راضیه اقبال زاده است، فرزند رجب علی اقبال زاده استم. من در سال 1356 در یک فامیل روشنفکر به دنیا امدم و بعد در سال 1372 تحصیلات خود را در لیسه اصف مایل در غرب کابل تا سطح دپلم به اتمام رساندم. اما بعد از صنف 12 نتوانستم تحصیلات خود را به دلیل مشکلات که بوجود آمد ادامه دهم. بعد از آن در ولایت بامیان امدم و مدتی را به دلایل نا امنی ها و مساعد نبودن شرایط بیکار بودم. در سال 1381 کوشش کردم تا مکتبی را در منطقه ایجاد نمایم تا از این طریق بتوانم خدمتی را برای طبقه نسوان انجام داده باشم و خوشبختانه این مکتب تاسیس شد و من مدت پنجسال در این مکتب بحیث سرپرست آن ایفای وظیفه کردم. در سال 1385 خورشیدی خود را در شورای ولایتی کاندید کردم مردم لطف کردند به من رای دادند و من را به عنوان نماینده شان برگزیدند و فعلا به عنوان نماینده مردم در  شورای ولایتی بامیان مشغول انجام وظیفه هستم.

در آن مکتب که شما از نام بردید، چه تعداد شاگرد درس میخواندند؟

ادامه نوشته

مشکل عمده زنان نداشتن سواد است

مشکل عمده زنان نداشتن سواد است

 

مصاحبه و معرفي عاقله عارفی (کهمردی) معاون  شورای ولایتی بامیان

 

تهیه و ترتیب: عبدالجمیل تابش

 

 

من از مردم شریف ولایت بامیان و اهالی ولسوالی های مربوط تقاضا مندم که در همه امورات همراه شورای ولایتی همکار باشند و تمام مشکلات شان را به وقت و زمانش با شورای ولایتی در میان بگذارند و همچنان از  پول همبستگی ملی استفاده  احسن به عمل اورند  تا قریه های شان اباد گردد.

 

لطفا خود را معرفی نمایید؟

اینجانب عاقله کهمردی هستم. 26 سال سن دارم و بحیث معاون شورای ولایتی بامیان ایفای وظیفه می کنم. من تحصیلات خود را تا صنف 12 در لیسه مسلکی زنان در کابل به انجام رسانده ام. بعد از آن بحیث معلم مکتب نسوان ولسوالی کهمرد آغاز به فعالیت نمودم و هم چنین باید عرض  نمایم که بنده در قسمت حل مشکلات و مخاصمت های اجتماعی ولسوالی کهمرد و سیقان و مرکز  ولایت نقش موثری داشته ام و همواره کوشیده ام که جنجالها و نزاع های فامیلی و قومی را از طریق مسالمت امیز وصلح امیز حل وفصل نمایم. و خوشبختانه تا هنوز در این رابطه کارهای زیادی را انجام داده ام ونتایج خوب را نیز در پی داشته است.

هدف تان از کاندید کردن در شورای ولایتی و به ادامه ازعضویت در شورا چیست؟ شما فعلا به عنوان یک عضو شورای ولایتی فکر می کنید که چه مسولیتهای دارید؟

ادامه نوشته