افغانستان را چه مریض می سازد؟
افغانستان را چه مریض می سازد؟
منبع: وال استریت جورنال
نوسنده: لارد پیتن، کمیشنرسابقه روابط خارجی اتحادیه اروپا وفعلاً یکی از روئسای گروه بین المللی بحران
برگردان: محمود باقري
چهارونیم سال بعد از فروپاشی طالبان، افغانستان هنوز خیلی بی ثبات است و چنین بنظر میرسد که وضعیت روبه وخامت است تا بهبودی. هراز چند گاهی، طالبان باز احیا شده حمله مرگباری دیگر را بالای اطفال درمکاتب، موسسات امدادی و یا نیروهای امنیتی محلی و بین المللی انجام می دهند. با سرمایه گزاری بزرگ دنیای خارج در افغانستان، این یک بازگشت بدی است. با آنکه جامعه بین المللی کمک زیادی را انجام داده است تا افغانستان از وضعیت یک دولت فروپاشیده بيرون آید، اما اسلام آباد در برابر حل ریشه ی مشکلات مقاومت نموده اند. حقیقت این است که افغانستان هيچگاهی با ثبات نخواهد شد مگر اینکه حکومت نظامی پاکستان به یک حکومت دموکراتیک تبدیل شود.
اکنون صادرات ابتدایی پاکستان به افغانستان "بی ثباتی" است. در ابتدای ترین مراحلش، حملات در افغانستان بشمول بمب گزاریهای انتحاری اغلباً در کمپ های آموزشی طالبان در امتداد مرزپاکستان تدارک دیده می شود. اسلام آباد مدعی است که برای توقف نفوذ طالبان، هر آنچه در توانش است، انجام می دهد. اما اعتراضات پریزیدنت مشرف خیلی میان تهی به نظر می رسد، زیرا وی کار کمی را برای رفع نگرانیهای همتایش پریزیدنت حامد کرزی مبنی بر اینکه رهبران طالبان در پنا ه گا ه های در پاکستان فعالیت می نما یند، انجام داده است.
ضرور است به روابط نزدیک ارتش پاکستان با بنیادگراهای مذهبی نگریسته شود تا درک گردد که تا چه حد یک شریک غیر قابل اعتماد در امر باثبات سازی افغانستان است. گروه های جنگجوی اسلامیستی که مشرف آنها را بعد از 11 سپتامبر و بمب گزاریهای لندن، بعد از توجه بیشتری جامعه بین المللی، ممنوع ساخته بود، آزادانه فعالیت می نمایند. به سازمان های جهادگرا اجازه داده شده است تا تلاشهای امداد رسانی بعد از زمین لرزه ماه اکتر 2005 را تحت تسلط خویش در آورند. ارتش مکررا در انتخابات بشمول انتخابات 2002 جعل کاری نموده اند تا به احزاب مذهبی نسبت به بدیلهای میانه رو و دموکرات، سود بیشتر برسانند.
بطور مختصر، دکتاتوری نظامی با همکاری افراطیون مذهبی، بر پاکستان حکم می رانند. ارتش هیچ علاقهء به دموکراسی در کشورش ندارد، بناءً چرا دنیای خارج از این کشور توقع کمک به ایجاد دموکراسی در همسایگییش داشته باشد؟
اگر ما واقعا می خواهیم به ریشه های اصلی بی ثباتی در افغانستان برسیم، ما باید به پاکستان رسیدگی نماییم.
اولتر از همه، این به معنای باز گشتاندن این کشور به حکومت دموکراتیک است. بعد از هفت سال تحت حکوت نظامی، این یک کار ساده ی نیست، اما برخی نهادها هنوز هم صرفا زنده مانده اند. بعنوان مثال، قوه قضاییه تحت حکومت مشرف و همکاران نظامییش، بطور بدی سقوط نموده است اما هنوز هم امیدی به احیای گام به گام آن وجود دارد.
احزاب سیاسی میا نه رو که تضعیف گردیده ولی هنوز از رده خارج نگشته است و تلاش دارند اتکای پیدا نمایند، می توانند- باالنسبه سریع- بهبود یابند؛ اگر یک فرصت دموکراتیک داده شود. صداهای طرفدار دکتاتوری همیشه استدلال می نماییند که این احزاب فوق العاده فاسد است و همین فساد بود که کودتای سال 1999 کهدمشرف را به قدرت رساند، توجیه نمود. اما اینها خود نیز از جلوگیری فساد سرباز می زنند وحتا از فساد دامنه دار و نهادینه شده حمایت نیز می کنند.
ارتش چیزهای زیادی را به قبضه گرفته اند و سالها طول خواهد کشید تا آنها را از آنها بازگرفت. ارتش زمین های زیادی دولتی را به قیمت اندک به دست اورده اند؛ رهبرانش تجارت و صنعت را از با نکداری گرفتند تا کار خانه های حبوبات را تحت تسلط خود دربیاورند. کنترول ارتش روی اقتصاد پاکستان به میزانی است که چالش بزرگی را در برابر هر رژیم منتخب دموکرایتک در آینده ایجاد خواهد نمود.
حکومت ملکی، هنگامیکه تاسیس شود، ماهیتاً میانه رو خواهد بود و تمایلی زیادی خواهد داشت تا با جدیت به معضل بنیاد گرای اسلامی رسیدگی نماید. حتی در انتخابات متقلب 2002 احزاب اسلامی فقط 11 فی صد آراء را کسب نمودند. رقابت کاملا آزاد و منصفانه، نیروهای تند رو که تحت حاکمیت نظامی رشد یافته اند و برای همسایه ضعیف شمال غربییش، مشکل ایجاد می نمایند، از حرکت باز خواهند استاد. علاوه براین، برخلاف حکومت نظامی- چیزیکه همواره در فضای پر تشنج رشد می یابد- حکومت ملکی علاقه بيشتر برای صلح با هندوستان خواهد داشت. مردم زمانی به آرامش خاطر دست می یابد که بمب های هسته ای در دست یک حکومت دموکراتیک با شد.
حکومت دموکراتیک فرصت لازمی را برای اصلاح نظام آموزشی کشور ایجاد خواهد نمود. با فروپاشی نظم دولتی، مدارس دینی فعالتر شده و جوانان از طریق افراطی ترین مدارس مذهبی که هزاران پاکستانی و افغان را بسوی بنیاد گرای سوق داده و مغز شانرا با گفتار نا متسا هل دین - که در تقابل با جریان مسلط دینی در جامعه مسلمانان جنوب آسیا است- شستشو می دهند. این کشور به نظام اموزشی سکولار ضرورت دارد که حکومت آن را تمویل نماید.
آوردن این تغییرات کار دشواری است اما غیر نظامی ساختن و میانه رو نمودن پاکستان کلید ایجاد ثبات در افغانستان و منطقه است. حکومت های که فعلا به افغانستان کمک می نمایند، تنها زمانی کامیاب خواهند شد که پا کستان را در اولویت قرار بدهند و فشار حد اکثری بالای اسلام آباد وارد نمایند تا انتخابات 2007 از طریق معیار های تعریف شده جهانی، تحت نظارت جامعه بین المللی، ازادانه و منصفانه بر گزار شود. تا زمانیکه ارتش و مدرسه در امتداد مرز افغانستان وپاکستان حکم برانند، افغانستان هیچگاهی به صلح دسترسی نخواهد یافت.